تبليغاتX
دیوانه کوه

 

به نام خدا

(لطفاً همه­ی گزارش را با حرص زیاد بخوانید)

سرپرست برنامه آقای نادعلی­نسب بود .آخه یکی نیست به این پسر 20 ساله بگه ، تو رو چه به سرپرستی ؟!! هان ؟ از همون اولش معلوم بود برنامه چه جور میشه !! اصلاً تابلو بود صدای آقای نادعلی­نسب برای اقامه نماز به گوش بچه­ها نمی­رسه !! اصلاً کی گفته باید کنار مینی­باس نماز صبح بخونیم ؟!! به من چه که بچه­ها دیر اومدن . می­بایس زود بیان ...

 

باقی در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد نادعلی نسب در 88/09/09 ساعت | لینک ثابت |

 

یَا سَتّارَ العُیُوب

چند تا برنامه باهامون اومد . از طرز رفتارش می­شد فهمید دکتر با شخصیتی نیست . از این دکترهای خارج رفته­ی غرب زده !! برای یکی از دوستان صحبت می­کرد و مثال می­زد . به دوستم با خنده گفتم : این که سوادش از من هم کمتره !! دوستم با حالت تعجب و حس غرور بهم گفت : نه ، تو نمیدونی ؛ ایشون خیلی باسواد هستند . بی خیال شدم . این آدمی که صحبت ازش شد ، به ما گفته بود ، دکترای فیزیک داره از دانشگاه کانادا !! تا این­که چند روز پیش در یکی از وبلاگ­های دوستان مطلبی خواندم درباره همین آقای دکتر که خیلی متعجب شدم . متن کامل رو بدون تلخیص می­توانید در ادامه مطلب بخونید :

 

باقی در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد نادعلی نسب در 88/09/06 ساعت | لینک ثابت |

 

یا مدبر الأمور

هرچه قدر هم کوه برم ، آدم بشو نیستم . تا یه اتفاقی برام نیافته ، تا ناقص نشم ، بی­خیال نمی­شم !! این هفته رفته بودیم ، لجور اراک . قله­ای حدوداً 2700 متری . در اولین نگاه قله­ی کوچکی به نظر می­رسه ، ولی وقتی درون مسیر قدم میگذاری ، قضیه تومنی یک میلیون تومن فرق می­کنه ...

 

باقی در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد نادعلی نسب در 88/09/01 ساعت | لینک ثابت |

 

به نام خدا

با عرض معذرت از تمامی دوستان ، این برنامه گزارش ندارد !!

زمانی­که بنده گزارش را می­نویسم ، اتفاقات رخ داده درون ذهنم مرور می­شود و به همین علت نمی­خواهم دیگر به یاد این برنامه بیافتم .

با تشکر  

نوشته شده توسط محمد نادعلی نسب در 88/08/23 ساعت | لینک ثابت |

 

یَا مُعطِیَ المَسئَلاتِ

چشمتون روز بد نبینه !! نه راه پس داشتم نه راه پیش . سمت راست ، پرتگاهی حدوداً 50 متری !! سمت چپ ، پرتگاهی حدوداً 150 متری !! روبرو پرتگاهی به ارتفاع ۱۰۰ الی ۱50 متری !! راهی هم که تا این­جا آمده بودم یک مسیر عجیب و غریب بود که وقتی بهش نگاه می­کردم ، باورم نمی­شد که این مسیر را آمده باشم !! یک مسیر کاملاً صخره­ای که حدوداً 70 الی 75 درجه شیب داشت !! همانجا سرم را بالا گرفتم و گفتم : « یا راهی جلوم بذار یا این­قدر این­جا می­مونم تا یخ بزنم . » ...

 

باقی در ادامه مطلب :

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد نادعلی نسب در 88/08/18 ساعت | لینک ثابت |

 

 

حلالم کنید ...

                                 

 

 

 

نوشته شده توسط محمد نادعلی نسب در 88/08/14 ساعت | لینک ثابت |

 

به نام فتاح

دو یا شاید هم سه ماه از برنامه­های گروه البرز دور بودیم . همه دور بودیم . گروهی که کم­کم داشت فراموش می­شد . اما دوباره جوانه زد . جوانه­ای که در همان بار اول بیش از گلبرگ به همراه داشت . آری دوباره گروه البرز به پا خاست و از شکست قبلی تجربه­ای گران بدست آورد و می­خواهد بار دیگر جزء بهترین گروه­های کوهنوردی استان قم باشد . استانی که نیاز شدید به تربیت کوهنورد دارد ...

 

باقی در ادامه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد نادعلی نسب در 88/08/10 ساعت | لینک ثابت |